تبليغاتX
خاله راضيه
 

خاله راضيه

درباره وبلاگ

سطرهای خیس یک خواهر درد کشیده

این برادرم رضاست


فهرست اصلی

صفحه اصلی

آدرس ایمیل

آرشیو وبلاگ


پیوندها

دلخسته تنها

جادوگر شهر بز

به جای حرفهای همیشگی!


نوشته های پیشین

شهریور 1387

اردیبهشت 1386

فروردین 1386

اسفند 1385

بهمن 1385

آذر 1385

آبان 1385

مهر 1385

شهریور 1385

مرداد 1385

تیر 1385

بهمن 1384


طراح قالب

H A M E D


  RSS  

POWERED BY
BLOGFA.COM

 

 

درس خوندن رضا

وقتی راهنمایی را تمام کرد توی مدرسه از همشون امتحان گرفتند که همش سوالهای دینی و مذهبی بود فقط غلام رضا و یک نفر دیگر از بین دانش اموزان مدرسه انتخاب شدند ... یادمه همون سال تازه توی مشهد مدرسه عالی شهید مرتضی مطهری افتتاح شد و برادرم و اون دوستش را بردند اونجا و برای دبیرستان ثبت نام کردند.....حاج اقای حسینی هم از تهران اومد برای افتتاحیه و برادرم باهاش عکس یادگاری گرفته ... توی کلاس الان هم توی البومش هست . سال اول دبیرستان را به نیمه رساند که یک بار سخنرانی کردند که دفاع از کشور و دین و ناموس مهمتر از درس خواندن است اونم رفت ثبت نام از طریق بسیج دانش اموزی 3 ماه رفت جبهه وقتی آمد دیگه ارام و قرار نداشت مجددا رفت برای اعزام ... گفتند تازه اومدی و ما دیگه ثبت نامت نمی کنیم . اونم رفت از سپاه پاسداران به عنوان پاسدار افتخاری اعزام شد....

 

 

نوشته شده توسط راضيه شکری در یکشنبه بیست و یکم آبان 1385 ساعت 2:8 بعد از ظهر موضوع: | لینک ثابت



 


T E M P L A T E     D E S I G N E D     B Y     H A M E D     A L I V E R D I